وي افزود: در غرب علم سياست به اين معنا است كه قدرت را به هر قيمت تسخير كرده و يا به هر قيمت آن را حفظ كنيم.
 
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز ادامه داد: ولايت فقط فرمانروايي نيست، بلكه نفوذ بر قلب‌ها و تسلط بر عقل هاست؛ آنچه در نظام جمهوري اسلامي پذيرفته شده و محل چالش است، ساختار سياست دو حزبي است.
 
عباسي با اشاره به اينكه 160 سال است كه غرب دو دسته سليقه را در نظام سياسي تعريف كرده و اين در تمام كشورهايي كه دموكراسي غرب را قبول كرده اند پذيرفته شده است، تصريح كرد: آن طور كه مشخص است، در ساختار كليدي ديني ما مفهوم ولي را داريم و با يك مغز مركزي سيستم چندپاره نمي‌شود.
 
وي عنوان كرد: در اين سازوكار اگر قرار باشد ساختار يك جمهوري اسلامي را رقم بزنيم، بايد التقاط دو حزبي و ولايت‌فقيه را حل كنيم.
 
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز گفت: ساختار نظام ولايت ساختار دو حزبي نيست؛ يك سازوكار كليدي بايد در آن در نظر گرفته شود.
 
عباسي ادامه داد: ما شخصي مانند امام خميني را داشتيم اما در همان زمان سه دسته از جمله مذهبيون، چپ و راست در ساختار سياسي سال 57 وجود داشت.
 
وي افزود: بعد از انقلاب در دوره دولت موقت مشكلات گروه‌گرايي و شقه شدن جامعه شروع شد.
 
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه اختلاف نه به صرف سليقه بلكه به بنيان‌هاي فكري برمي گردد، ادامه داد:‌ البته اينكه مي‌گوييم بايد دو حزبي بودن نظام سياسي در جمهوري اسلامي وجود نداشته باشد، منظور اين نيست كه جامعه توتاليتر و يك صدا شود، بلكه منظور اين است كه مردم تكليف خود را با گروه‌ها بدانند.
 
عباسي گفت: در ساختار ديني تفكرهاي مختلف و سلايق متعدد بايد به عرصه گذاشته شود و افراد به جاي آنكه به يك فرد يا گروه راي دهند به اين عقايد و افكار راي دهند.
 
وي افزود: اگر به جاي ظاهر كساني كه فتنه را رقم زدند، به بن‌مايه فكري آنها پي مي‌برديم اين حوادث رخ نمي‌داد.
 
اين پژوهشگر ادامه داد: ‌بايد سياست دو حزبي در جمهوري اسلامي ايران نهادينه شود و اگر حتي 100 ديدگاه فكري است به منصه ظهور گذاشته شود تا مردم انتخاب كنند.
 
عباسي با تاكيد بر اينكه مردم هيچ وقت در انتخابشان اشتباه نكرده اند و هر چه به آنها عرضه شده را انتخاب كردند، گفت: مصيبت جمهوري اسلامي اسرائيل و آمريكا نيست، بلكه كساني هستند كه از دل نظام برآمده و بعد رفته و اپوزيسيون شدند.
 
وي با اشاره به اينكه بسياري از كساني كه امروز به اپوزيسيون پيوسته اند يا پدر شهيد يا فرزند شهيد و همسر شهيد و از بستگان شهيد بودند و يا پيوندهاي قومي و قبيله‌اي داشته و از بزرگان و علما بودند، عنوان‌ كرد:‌ تبارگرايي و پشت چهره‌ها پنهان شدن، در نظام بايد كنار گذاشته شود.
 
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز ادامه داد: هيچ كدام از اين جبهه‌ها نمي توانند مسئله ربا را كه زندگي مردم را به نابودي كشيده حل كنند و فقط به دنبال اين هستند كه پا به دوش ديگري گذاشته و بالا ببرند.
 
عباسي افزود: اين عدالت نيست كه صداي سومي در جامعه وجود داشته باشد و يا فكري و يا حرفي قادر به حل مشكلات مردم باشد، اما چون در هيچ كدام از اين دو ليست نبوده صدايش شنيده نشود.
 
وي با اشاره به اينكه برخي حرف از اسلام و  قرآن زده و وقتي روي صندلي قدرت مي نشينند ليبراليست را اجرا مي كنند، تصريح كرد: دولت فخيم جمهوري اسلامي بناي اقتصادي خودش را از كسي كه در دانشگاه علامه معرف اقتصاد ليبرال است، مي‌گيرد.
 
اين پژوهشگر گفت:‌ مردمي كه با سلام و صلوات راي دادند، حرفشان اين است كه شما با سلام و صلوات تئوريسين‌هاي ديني را بياوريد تا مشكل اين جامعه را حل كنند.
 
عباسي ادامه داد: جريان انحرافي اطرافيان رئيس‌جمهور نيستند، جريان انحرافي جايي است كه 24 ميليون نفر به منابع ديني راي دادند و مابقي هم دغدغه‌شان اين نبود كه دين را نمي‌خواهند، بلكه سلايقشان مختلف بود.
 
وي افزود: دولت جمهوري اسلامي بيايد و درباره طرح اقتصادي هدفمندي كه اجرا مي‌كند مباني علمي خود را توضيح دهد؛ هر چند آقايان از مناظره در اين باره فرار مي كنند؛ چون حرف ما اين بود كه آنچه پياده مي‌شود اقتصاد ليبرالي است.
 
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز ادامه داد: امام اجامعه مروز سرباز مي خواهد مي خواهد و امروز با توجه به اينكه در 12 كشور عربي جنبش‌هاي مردمي صورت گرفته نياز داريم افرادي كه پيرامون رهبري هستند اسلام خالص را بيان كنند نه اسلام التقاطي كه امروز در دانشگاه هاي ما مطرح مي شود.
 
عباسي عنوان كرد:‌ جريان انحرافي كه در دولت دهم با سر و صدا كار خود را شروع كرد، مباني اقتصادي ليبرالي دارد؛ در اين شرايط جريان انحرافي هيچ چيزي ندارد كه بخواهد مطرح كند.
 
وي با اشاره به اينكه در شرايط كنوني كه مجلس جديد شكل مي‌گيرد مباني جريان انحراف و فتنه براي مردم روشن است، گفت: آنچه براي مردم مشخص نيست اين است كه اصولگرايان چند شقه شده اند و همان طور كه در دهه 60 جريان روحانيت دو شقه شد؛ امروز اين اتفاق براي اصولگرايان رخ داده است.